فقط من و خدایم

وقتی به انتهای جاده امید می رسی ، صدایی می شنوی که نجوا می کند " ناگهان خدا"

الهی

 

+ نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 19:35 توسط مسافر  | 
روزهای زیادی از زندگیم از دست رفت تا امروز مسافر درگاه خدا شوم
روزگاری فکر میکردم خدا را دوست دارم ،اما با هر غمی تنها مقصر"خدا" بود
زمانی گمان میبردم خدا مرا دوست ندارد که دستهای ملتمسم را بی پاسخ گذاشته
و روزهای سیاهی باور داشتم هم من خدا را دوست ندارم ، هم خدا مرا


.
.
.
خدایا ، پروردگارا ، بارالهی
پس از این نوار طولانی سینوسی امروز تنها خواسته ام از تو یک چیز است:
<<<<<فقط بگو اجازه میدهی بنده ات باشم>>>>>
  • خانه
  • پست الکترونیک
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
نوشته‌های پیشین
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
پیوندها
  • دلتنگ کربلا
  • عشق آسمونی
  • نفسم آغشته توست
  • مشکات
  • بدون شرح
  • به رنگ خدا
  • خداجونم تو فوق العاده ای
BLOGFA.COM